تهاجم فرهنگی
فصل اول : فرهنگ چيست ؟
نگاهى از بام تيره و هوس آلود سده بيست به روزگاران گذشته ، جهان را پهنه دگرگونيهاى بيشمار نشان مى دهد. دگرگونيهاى كه گاه نابودى و نامرادى ؛ و زمانى اميد و كامروايى به ارمغان آورده اند، و پرونده زندگى انسان را از لحظه هاى زشت و زيبا آكنده اند. بررسى مجموعه فراز و نشيبهاى تاريخ ، بشر را بدين حقيقت رهنمون مى كند كه : پديده هاى خوب و بد جوامع انسانى چيزى جز بازتاب روشن فرهنگهانيست به عبارت ديگر فرهنگ ، خاستگاه همه پيشرفتها، نوآوريها و منشا همه عقب ماندگى به شمار مى آيد.
با توجه بدين حقيقت ، شناخت فرهنگ و ارزيابى آن ارزش و اهميت خود را نمايان مى سازد.
انواع فرهنگ
در يك نگاه كلى مى توان همه فرهنگهاى موجود را به دو نوع مادى و الهى تقسيم كرد و مورد بازنگرى قرار داد:
فرهنگ مادى
اين فرهنگ بر پوچ انگارى ارزشهاى الهى و انسانى بنا نهاده شده است . جنبه انسانى انسان به فراموشى سپرده شده و تنها به عنوان موجود مادى مورد ارزيابى قرار مى گيرد. چنين فرهنگى افراد پيرو خويش را پيرامون رفاه فزونتر، آزادى و بهره ورى بيشتر از غرايز و سودپرستى به جنبش در مى آورد.
فرهنگ الهى
فرهنگ الهى ، انسان را آميزه اى از پيكر خاكى و روان آسمانى مى داند. كه فرهنگ اسلامى تبلور تمام و كمال آن است ، و هدفش دستيابى به كمال است كه در تابش آفتاب وحى حاصل مى شود و معيار برترى افراد را نيز پرهيزگارى و پايبندى به اصول ثابت اخلاقى مى داند. قرآن مجيد در اين رابطه مى فرمايد:
ان اكرمكم عند الله اتقيكم (5)
هر آينه گرامى ترين شما نزد خدا، پرهيزگارترين شماست .
پرستش خدا اساسى ترين ارزش دين :
شناخت خدا و پرستش و ايمان به او، هدف و اساسى نظام اعتقادى اسلام است .
مسئوليت فرد:
از ديدگاه اسلام ، فرد ضمن اينكه مسئول اعمال خود است نسبت به اجتماع پيرامون خويش نيز داراى مسئوليت هايى است كه عواقب اعمال و حركات سكنات او نيز متوجه خودش مى باشد، از طرف ديگر بى تفاوتى و نداشتن تعهد نسبت به مسائل اجتماعى هم بشدت مورد نكوهش و مذمت قرار گرفته است . پيامبر عظيم الشان اسلام (ص ) در اين زمينه چنين مى فرمايند:
همه شما در برابر يكديگر مسؤ ول هستيد
فصل دوم : زمينه هاى پيدايش تهاجم فرهنگى
پديده هاى اجتماعى با علت و زمينه واحدى بوجود نمى آيند و براى بررسى و شناخت آن بايد علل و عوامل متعددى را مورد شناسايى قرار داد. تهاجم فرهنگى نيز يكى از پديده هاى مهم اجتماعى است كه مى بايست زمينه هاى پيدايش و گسترش آن بطور دقيق و جامع بررسى شود.
تهاجم فرهنگى امرى است كه هميشه داراى دو طرف مهاجم و مورد هجوم مى باشد. و علل و عوامل مربوط به هر كدام از آنها با يكديگر متفاوت ولى با هم مرتبط مى باشند. بنابراين ، بحث را در دو بخش زمينه هاى خارجى تهاجم فرهنگى پى مى گيريم .
بخش اول : زمينه هاى داخلى تهاجم فرهنگى
در يك بررسى اجمالى از وضعيت كشورهاى مورد هجوم ، به ويژگيهاى مشتركى دست مى يابيم كه نشان مى دهد اين ويژگيها به عنوان عوامل كليدى در گسترش تهاجم فرهنگى نقش اساسى را دارا هستند. بعضى از اين ويژگيها توسط استعمارگران و مهاجمين ايجاد شده و براى سهولت در امر تهاجم و استعمار، به جوامع ديگر تحميل شده و برخى ديگر، مختص ساختار داخلى جوامع مورد هجوم مى باشد. برخى از مهمترين اين ويژگيها كه به عنوان زمينه هاى داخلى تهاجم فرهنگى نيز مطرح مى باشند
الف بى توجهى نسبت به فرهنگ خودى :
هر يك از جوامع انسانى ، فرهنگ خاص خود را دارند، كه طى ساليان متمادى در اثر خاطرات تلخ و شيرين در تاريخ سرزمين آنها شكل گرفته و به صورت فرهنگ آن سرزمين در آمده است كه از آن به فرهنگ خودى تعبير مى شود.
تا زمانى كه فرهنگ خودى به حيات خود ادامه داده و قدرت هضم و دفع تاره هاى فرهنگ وارداتى را داشته باشد هيچگونه آسيبى نخواهد ديد. ولى اگر فرهنگ خودى ، پويايى و جذابيت خود را از دست داده و قدرت انطباق با مقتضيات زمان را نداشته باشد، فرهنگ بيگانه براحتى مى تواند جايگاه خود را پيدا كند و فرهنگ خودى را به انحطاط و فراموشى سپارد.
از همين روست كه همه اديان الهى بويژه دين مبين اسلام سعادت جامعه بشرى را با احياء و احترام به اصول انسانى و معنوى مى داند و همواره هشدار مى دهد كه براى حفظ ارزشهاى انسانى در جامعه همه بايد كوشا باشند.
در اسلام عنصر مهم امر به معروف و نهى از منكر يكى از مصاديق بارزى است كه به صورت يك موتور نيرو بخش عمل كرده و به فرهنگ جامعه ، پويايى و حيات مستمر مى بخشد عمل به اين فريضه الهى ، از غفلت و بى توجهى نسبت به فرهنگ غنى اسلامى جلوگيرى مى نمايد. و ترك آن ، سلطه فرهنگى بيگانگان بر جامعه اسلامى را به دنبال خواهد داشت ، از اين رو در دين اسلام به اجراى آن تاكيد فراوانى شده است .
ج بى لياقتى سران حكومتها:
شكى نيست كه قدرت و هيات حاكمه در يك جامعه تاثير چشم گيرى بر فرهنگ آن جامعه دارد. اگر حكمرانان مقيد و مطيع ارزشهاى بومى و دينى جامعه خود باشند به دوام وگسترش فرهنگ خودى كمك بسزايى مى نمايند و اگر فاسد و بى لياقت باشند، صدمات جبران ناپذيرى بر فرهنگ و ذخاير معنوى و مادى جامعه وارد مى كنند. به همين دليل دشمن از طريق حكام وابسته و فاسد خيلى سريعتر مى تواند به مسخ فرهنگ بومى و جايگزين كردن فرهنگ مورد نظر خود دست يازد.
نقش حكومتها براى مهاجمان ، تا آن حد مهم و كارساز است كه حتى حاضرند براى سرنگون كردن حكومتهاى ملى و اصيل يك جامعه و روى كار آوردن يك حكومت سر سپرده ، به جنگ و خونريزى و كودتا دست بزنند. تاريخ از اين گونه كودتاها و جنگها بسيار سراغ دارد كه آخرين نمونه آن دخالت و نقض آشكار حاكميت هائيت توسط آمريكا است . آمريكا تنها به اين دليل كه حكومت ژنرال سدراس با منافع او سازگارى نداشت دست به اشغال نظامى در كشور هائيتى زد و با ريختن خون مردم بى گناه ، حكومت دلخواه خودش را روى كار آورد.
بخش دوم : زمينه هاى خارجى تهاجم فرهنگى
منشا اصلى تهاجم فرهنگى ، اوضاع و شرايط سياسى ، اجتماعى خارجى ، بخصوص وضعيت بحرانى كشورهاى استعمارى مى باشد.
الف تبليغ عليه تعاليم الهى :
دشمنان اديان الهى هميشه سعى مى كنند دين را از صحنه و متن زندگى خارج نموده و آن را به حاشيه برده امرى غير ضرورى جلوه دهند. زيرا دين حقيقى را مانع چپاولگرى و غارت خود مى بينند.
آنان براى رسيدن به اين هدف ، تمام امكانات خود را بسيج مى كنند و با تبليغات گسترده و دامنه دار سعى دارند چهره دين را نا مطلوب ، ناقص ، عقب افتاده و در يك كلمه غير ضرورى و بى اهميت نشان دهند.
اگر قوانين و مقررات الهى در بين جامعه سست ، تضعيف و تحريف شود، گردنكشان به راحتى مى توانند به اهداف شوم استكبارى خود دست يابند. به همين دليل سعى مى كنند قوانين الهى را به اشكال مختلف مورد هجوم قرار داده تا بتوانند به امكانات و ذخاير مادى و معنوى كشورها، خاصه مسلمانان چنگ انداخته و زمينه را براى هر گونه تاخت و تاز و تهاجم فراهم نمايند.
بنابراين مستكبران دين را مانع اصلى خود مى بينند، از اين رو با تمام توان آن را مورد تهاجمات خود، خاصه تهاجم فرهنگى قرار مى دهند.
بخش سوم: آثار تهاجم فرهنگى
پيامدهاى شوم يورش فرهنگى ، بسى خطرناك و مصيبت بار است . ياد آورى اين آثار، نه شمارش حقايقى دور از دسترس ، بلكه بازگو نمودن دردهاى جانكاهى است كه روزگارى دراز بر پيكر ما - به عنوان جامعه اسلامى - رسوخ كرده و تا عمق استخوانمان را سوزانيده است .
از دست دادن سيادت اسلامى و افول ستاره شوكت و اقتدار تمدن ديرپاى آن ، حاصل تلاش ويرانگر و همه جانبه اى است كه غرب از دوران رنسانس آغاز كرد. اين انديشه پليد كه بيشتر به صورت تهاجم وسيع به مواضع فكرى و فرهنگى جهان اسلام تحقق يافت ، آثار شوم و محنت بارى را به دنبال داشت
فصل سوم: ابزارهاى تهاجم فرهنگى
از آنجا كه موضعگيرى انسان در زندگى فردى و اجتماعى بستگى به سه عامل توان ، نياز و آگاهى دارد، استكبار جهانى نيز با بكار گيرى از ابزارهاى مدرن و پيشرفته در صدد است تا با تبليغات وسيع و دامنه دار خويش از عوامل فوق در جهت منافع خود بهره بردارى نمايد.
با نگاهى گذرا به اين ابزارها مى تواند انديشمندان آزاده جهان را به درك عمق فاجعه تهاجم جهانى عليه فرهنگ ملتها يارى داده و در جهت مبارزه با اين پديده مخرب ، مفيد واقع گردد. 1 - خبر گزاريهاى بين المللى2 - مطبوعات 3 – ماهواره ها وتلويزيون 5 - مواد مخدر 6 - كالاهاى صادراتى
فصل چهارم : راههاى مقابله با تهاجم فرهنگى
با كنكاشى فشرده در زمينه ها، ابزار و شيوه هاى يورش فرهنگى راههاى رويارويى با آن آشكار مى شود، ولى بر شمردن مؤ ثرترين آنها مى تواند چونان تذكارى مؤ منان را سودمند افتد و ايشان را در اين نبرد مقدس يارى دهد. بر اين اساس ، مهمترين اين راهها از نظر ثمر دهى و كارآيى به قرار زير است :
1-شناخت فرهنگ و اهداف دشمن در تهاجم فرهنگى 2 - تقويت بينش دينى و سياسى 3 - دقت در برنامه هاى آموزش و پرورش كودكان ، نوجوانان و جوانان4 - زدودن فقر اقتصادى5 - احياى عزت نفس6 - مبارزه با روحيه تجمل گرايى7 - اشباع نيازهاى طبيعى انسان از راههاى مشروع8 - پيشگيرى از نفوذ عوامل فرهنگى دشمن 9 - استفاده از همه ابزارهاى ممكن براى دفاع فرهنگى10 - تدوين معيارهاى نوين ارزيابى آثار فرهنگى 11 - گسترش امر به معروف و نهى از منكر.
نظرات شما عزیزان: